• در خصوص شکل، تعداد و نحوه کار تشکلهای مذکور هیچ دخالتی و هدایتی از طرف تسهیلگران انجام نشود هر چند ممکن است تسهیلگر با مشخصات و خصوصیات یک تشکل خوب آشنا بوده و بتواند در این خصوص گروهها را راهنمایی کنند اما در این حالت از میزان تعلق خاطر و دل نگرانی جوامع محلی نسبت به تشکل شکل گرفته کاسته خواهد شد. به عبارت دیگر نبایستی فرصت امتحان و حتی اشتباه نمودن را از جوامع محلی گرفت. تجربیاتی که آنها در میدان عمل ایجاد هماهنگی گروهی کسب می کنند بسیار مفید تر از آموخته های تئوری است که تسهیلگر به آنان آموزش می دهد. برای مثال در تشکل زنان روستای حوزه رامه و در کارگاه های اولیه دو گروه مستقل 20 الی 30 نفره از زنان روستایی شکل گرفت خوشبختانه علیرغم علاقه برخی از کارشناسان و استقبال اداره کل تعاون استان سمنان نسبت به ثبت اولین تعاونیهای زنان روستایی در استان خوشبختانه این عمل با مخالفت تسهیل گران پروژه انجام نشد چرا که بعد از چند ماه از شروع فعالیتهای اجرایی زنان تصمیم گرفتند که بر حسب روابط خویشاوندی و فامیلی در پنج گروه 8 الی 12 نفره تقسیم شوند و بعد از مدتی فعالیت به این نتیجه رسیدند که به منظور جلوگیری از دوباره کاری در فعالیت های مشترک گروهها، لازم است یکسری از فعالیتها به صورت یکپارچه و دسته جمع انجام شود لذا هر کدام از گروهها یک نفر سر گروه انتخاب و معرفی نمودند که این افراد از یک طرف با سایر گروهها هماهنگی ایجاد نموده و از طرف دیگر پیگیری و نظارت برانجام کارها را در داخل گروه بر عهده دارند. لذا هر چند که رویه فوق سرعت انجام کار و پیشرفت فعالیتها را کاهش می دهد اما بایستی مد نظر داشت که در کار با مردم بجز با صبر و حوصله و صرف زمان لازم نتیجه مطلوب نخواهد شد.
  • ایجاد صندوق های کوچک مالی بین اعضای تشکل عامل بسیار مهمی در انسجام تشکل و استمرار جلسات گروهی آنها می باشد. جمع آوری حق عضویت ماهیانه، دادن وام به اعضای صندوق ازیک طرف توانایی تشکل را در انجام فعالیتهای مالی پروژه ها تقویت نموده و از طرف دیگر پشتوانه ای هر چند کوچک برای ایجاد پروژه های کم هزینه و کوچک محسوب می گردد
  • تسهیلگری در برنامه ریزی مشارکتی و کار با جوامع محلی در صورتی موفق خواهدبود که بتوان به جوامع محلی آزادی عمل و حق انتخاب داد تا بتوانند متناسب با شرایط پیرامون خود علاقمندیها و مشکلاتشان را مطرح کنند اولویت بندی نموده برای آنها راه حل ارائه دهند. با این عمل اعتماد به نفس جوامع محلی تقویت شده و نسبت به حسن نیت ما اعتماد خواهند نمود بعد از آن است که می توان از این تمایلات و علاقمندیها را در برنامه ریزی و مدیریت منابع آب و خاک استفاده نمود. برای مثال در پروژه بیابانزدایی طرح حبله رود از نقطه نظر زنان شرکت کننده در کارگاهها مشکل بیکاری زنان روستایی و پایین بودن در آمد خانواده ها به عنوان اولین اولویت مطرح گردید. برای حل این مشکل فعالیتهای متعددی نظیر پرورش کرم ابریشم، کشت گیاهان دارویی، زنبورداری و ..... را پیشنهاد نمودند. درنهایت بعد از برگزاری چند بازدید وکارگاه و با توجه به توانایی وتجربه برخی اعضای گروه پروژه زنبورداری را به عنوان اولین فعالیت انتخاب نمودند. اما مسئولین و تصمیم گیرندگان سطوح مختلف از استان تا سازمان مدیریت و برنامه ریزی این فعالیت را با بیابانزدایی غیرمرتبط می دانستند. اما در هر صورت این فعالیت شروع شد و زنان اولین تجربه کارگروهی و اقتصادی را در قالب آن آغاز نمودند که نقش بسزایی دراستحکام تشکل و شناسایی مشکلات و موانع و راه حلهای آن داشت. حال با گذشت چند سال این تشکل بستری مناسب برای سایر فعالیتهای مشارکتی می باشد. بطوریکه اخیراً، این گروه پروژه ای را با صندوق GEF دفتر عمران ملل متحد درایران برای مدیریت مراتع اطراف روستای رامه شروع نمودند.
  • علیرغم اینکه تشکل های شکل گرفته موفق به نظر می رسد اما به هیچ وجه نباید آنرا برای سایر مناطق تجویز کرد بلکه صرفاً تجربیات و درسهای آن را می توان درآن مناطق بکار برد درهر منطقه بایستی با توجه به نظامها و تشکل های سنتی جوامع محلی تشکلهای متناسب شکل گیرد . بطور مثال در روستای قالیباف سیستم تقسیم آب کشاورزی به عنوان عامل انجام تشکل قرار گرفت بطوریکه هر یک از آنها بطور سنتی از سهم آب بری مشخصی برخوردار بودند. لذا در تشکل ایجاد شده پنچ نفر نماینده برای انجام هماهنگی و تقسیم وظایف و جمع آوری سهم خودیاری فعالیتهای اجرایی مشخص شدند. سهم خودیاری پروژه های اجرایی متناسب با سهم آب بری آب آبیاری هریک از اعضای تشکل بود و همچنین کمیته پنج نفری فوق برای پیگیری و نظارت براجرای پروژه ها یک نفر مسئول تعیین نموده و حقوق مشخصی را برای آن از صندوق خودیاری روستا پرداخت می کنند که آن هم متناسب با سهم آب بری اعضا می باشد.
  • تعیین دستمزد برای افرادی که پیگیریهای مشخص را در گروه برعهده دارند نیز از جمله مواردی است که می تواند در پیشبرد فعالیت های گروهی و پایداری تشکل ها بسیار مؤثر واقع گردد. بطوریکه در تشکل روستای قالیباف این مسئله بسیار مفید واقع گردید.
  • آنچه که بیش از همه در پایداری تشکل های جوامع محلی حائز اهمیت است نحوه ارتباط دستگاههای محلی با این تشکل ها می باشد. چنانچه این دستگاهها تشکل مذکور را به رسمیت شناخته و فعالیتها و پیگیری های مرتبط با جوامع محلی را از طریق این تشکل ها انحام دهند و به عبارت دیگر بتوان ارتباط ارگانیک بین این تشکلها و دستگاههای محلی ایجاد نمود کمک شایانی به خود باوری و اعتماد به نفس تشکلهای شکل گرفته و در نهایت در پایداری آنها خواهد داشت.
  • هماهنگی دستگاههای اجرایی در فعالیتهای اجرایی و نگرش واحد درخصوص اهمیت، ضرورت و چگونگی برنامه ریزی مشارکتی از الزامات اجتناب ناپذیر این فرآیند می باشد. چرا که در غیر این صورت تمامی تلاشهایی که در طی چندین سال در جهت توانمندسازی و متشکل نمودن جوامع محلی صورت گرفته است می تواند از طریق یک برخورد نادرست از بین برود. برای مثال چنانچه اعتبارات اجرایی دستگاههای مختلف با یک رویکرد مشارکتی واحد برای انجام فعالیت های مورد توافق قرار گرفته هزینه نشود باور ایجاد شده در جوامع محلی برای برنامه ریزی مشارکتی مخدوش شده و همکاری جوامع محلی با دستگاههای اجرایی صرفاً جهت جذب اعتبارات آنها خواهد بود. به عبارت بهتر خود اعتبارات و منابع مالی به عاملی مخرب برای فرآیند برنامه ریزی مشارکتی تبدیل خواهد شد.
  • کوتاه شدن سیر تصمیم گیریها و تخصیص منابع یکی دیگر از ضروریات برنامه ریزی مشارکتی در کشور می باشد که در غیر اینصورت اعتماد جوامع محلی به تسهیل گران و همچنین کارایی این شیوه برنامه ریزی از بین خواهد رفت. لذا در این خصوص بایست اختیار تصمیم گیری، تصویب و تأمین اعتبارات به دستگاههای محلی در سطح شهرستان تخصیص گردد.
  • آموزش و ظرفیت سازی در دستگاههای دولتی و تغییر نگرش نسبت به برنامه ریزی مشارکتی نیز یک ضرورت مهم و اساسی دراین خصوص محسوب می گردد.
  • در برقراری ارتباط با جوامع ملی و برگزاری نشست ها و جلسات مشترک همکاری کارشناسان محلی و مورد اعتماد و همچنین نمایندگان جوامع محلی، نقش بسیار مفیدی ایفا می نماید.
  • هم زمان با اجراء مقاطع کار را باید ارزشیابی کرد و زمینه را برای مراحل بعدی آماده ساخت.
  • کار مشارکتی، گام به گام و همراه با مردم انجام می پذیرد. نباید به زور کارها را پیش برد. دراین صورت به ضد مشارکت تبدیل می شود.
  • کارهای مشارکتی، مقوله های فرهنگی و عقیدتی است. باید کار را تا نهادینه شدن مشارکت مردم در امور جامعه ادامه داد. تحول آرام ولی مداوم در رفتار و منش روستاییان در روبرو شدن با مسائل اجتماعی و اقتصادی که گویای خود باوری و اعتماد به نفس آنان باشد، بازتاب این دستاورد خواهد بود.
  • تکیه بر گروه ها و نهادهای بومی مانند هیئت های مذهبی زنان، گروه های داوطلب بسیار موثر خواهد بود.
  • شرح خدمات مطالعات تفصیلی و اجرایی بایستی براساس نیار منطقه نه فقط براساس مطالعات توجیهی بلکه براساس واقعیت های بررسی شده با مردم باشد.
  • در خصوص پروژه های پيشنهادی زنان و جوانان، بدليل اتکاء بر توانمندی ها و قابل اجرا بودن بايستی حمايت بيشتری صورت گيرد. زيرا اثر گذاری بيشتری در جامعه دارد.
  • انجام يك طرح و يا كار اجرايي كه از نيازهاي مردم برخواسته است نه تنها اعتماد جامعه محلي را نسبت به اين نوع برنامه‌ريزي افزايش مي‌دهد بلكه آنان را در چالشهاي جديدي قرار مي‌دهد تا نظام تصميم‌گيري، اجرا، گروههاي مختلف مردمي و … جايگاه خود را بيابد.
  • يكي از سخت‌ترين كارها براي كارشناسان اين است كه بيشتر بشنوند تا بگويند بنابراين اين مهم خصوصا در ارتباط با كار مردمي بايد به كارشناسان آموزش داده شود.
  • مردم هر منطقه مطابق با شرايط زندگي خود تجربيات با ارزشي در زمينه‌هاي مختلف كسب مي‌كنند استفاده از اين دانش و تجربيات و ارج نهادن به آنها اعتماد آنان را براي همكاري افزايش مي‌دهد و استفاده از نظرات و دانش مردم به منزله حذف نظرات علمي و كارشناسي نيست بلكه چگونگي تلفيق اين دو بخش و زمان ارائه اين نظرات است كه تعيين كننده مي‌باشد.
  • براي ظرفيت سازي و ورود زنان به عرصه هاي اجتماعي استفاده از كارشناسان و تسهيلگران زن اجتناب ناپذير است.
  • بايد دقت نمود تا عملكرد تسهيلگر باعث تقويت يك فرد و گروه و عقب‌نشيني عده‌اي ديگر نشود و بدين منظور بايد تقسيم وظايف در گروه انجام گيرد و همه به فراخور توانايي خود مسئوليتي بر عهده داشته باشند.
  • اطلاع رساني به جامعه محلي از بنيادي‌ترين اصول كار است چرا كه جامعه را قادر خواهد ساخت در بازخورد نسبت به امور و تصميم‌گيريهاي خود به درستي عمل كند
  • به ياد داشته باشيم كه مسايل اجتماعي هرگز پايان نخواهند يافت و حل بخشي از آن چالش جديدي را بوجود خواهد آورد كه احتمالا از مسايل گذشته بزرگتر خواهند بود و ليكن اين مسئله را بايد به فال نيك گرفت چرا كه مسايل جديد و چالشهاي جديدتر در جهت رشد و توسعه جامعه خواهد بود و جامعه خود در حل آن اقدام خواهد كرد.